عقرب..................@

روزی مردی عقربی را دید که درون آب دست و پا میزند،او تصمیم گرفت عقرب رانجات دهد،اما عقرب او را نیش زد،مرد باز سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد اما عقرب بار دیگر او را نیش زد...

رهگذری او را دید و پرسید : چرا عقربی را که نیش میزند نجات میدهی؟؟؟

مرد پاسخ داد : این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم...چرا باید مانع عشق ورزیدن شوم؟؟فقط به این دلیل که عقرب طبیعتا" نیش میزند؟؟؟

***آره دوستایه گلم تا میتونین عشق بورزین (مهربونی کنین) حتی اگه مثل این آقا، عقرب نیشتون زد ، باز هم ادامه بدین.....بالاخره دیر یا زود خودشون سر عقل میان....***

البته عقربه منو که نتونست نیش بزنه....من گرفتمش و نیشمم نزد....باید هر چیزی راهشو بلد باشی.........@ این عکسو ببینین :

دوست اونه که محبتش زیاد نشه عین دریا بزنه آخرش سرازیر بشه....

عین عقرب نشه تا یه چیزی شد نیشت بزنه....

بعدشم اینه که عینه نامردا نشه که یه روز بزاره بره.....ناراحت

اگه کسی یه بار بهت خیانت کرد ،این اشتباهه اونه

اما اگه دوباره بهت خیانت کرد،این اشتباهه توعه

                         *************************

همه از مرگ میترسن ، ما از رفیق نامرد..............افسوس

/ 463 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
FaTeMeH

چه زیبا! گفتم دوستت دارم ! چه صادقانه پذیرفتی! چه فریبنده ! آغوشم برایت باز شد ! چه ابلهانه! با تو خوش بودم ! چه کودکانه ! همه چیزم شدی ! چه زود ! به خاطره یک کلمه مرا ترک کردی ! چه ناجوانمردانه ! نیازمندت شدم ! چه حقیرانه! واژه غریبه خداحافظی به من آمد! چه بیرحمانه! من سوختم…

FaTeMeH

من گرفتار سکوتی هستم که گویا از هر فریادی بلندتر است....

ترنم

قراربود وقت دلتنگی هام پیام بدم یادم رفت بگم هرثانیه دلتنگتم........

سوگند

پلکهای مرطوب مرا باور کن این باران نیست که میبارد صدای خسته ی من است که از چشمانم بیرون می ریزند . . .

عاطفه

عیدت پیشاپیش موبارک[قلب]

...

دیگر نکنم ز روی نادانی قربانی عشق او غرورم را شاید که چو بگذرم از او یابم آن گم شده شادی و سرورم را

...

نمی بخشمت به خاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی ، به خاطر تمام غم هایی که بر صورتم نشاندی ، نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی ، به خاطر احساسی که برایم پر پر کردی ، نمی بخشمت به خاطر زخمی که بر وجودم نشاندی ، به خاطر نمکی که بر زخمم گذاردی

...

رفتم به نزد طبیب ز شدت طب ۶ بوسه نوشت ز گوشه لب ۲ تا صبح ۲ تا ظهر و ۲ تا شب!

...

بیچاره آسمان …. دلش به خورشیدی خوش است که هر روز دورش میزند…